تبلیغات
حـــلقــه تـربیــــتـی شـهـید کـاظـم دشـــت پا - طرح جامعه ی آرمانی قرآنی
 
حـــلقــه تـربیــــتـی شـهـید کـاظـم دشـــت پا
 

طرح جامعه ی آرمانی قرآنی

طرح جامعه ی آرمانی قرآنی



نویسنده: دکتر احمد مهدی زاده آری

 



خداوند در قرآن کریم وعده داده است که سرانجام، حکومت صالحان بر جهان، برقرار خواهد شد؛(1) حکومتی که افراد جامعه اش با نگرش درست توحیدی، ارتباطی صحیح با خداوند و نفس خویش و با جهان طبیعت و انسان های دیگر، برقرار می کنند.

 

1. رابطه ی انسان با خدا

انسان در جامعه ی آرمانی، با تمام وجودش به این حقیقت ایمان دارد که خداوند، یگانه ای است (2) که مبدأ و مقصد همه ی هستی است؛ (3) خالق همه چیز است(4) و به همه چیز آگاهی دارد، چون در همه جا حاضر است؛ (5) بر هر کاری تواناست (6) و ملکوت آسمانها و زمین ها به دست اوست.(7)
از طرف دیگر می داند که خداوند، رحمن، رحیم،(8) روزی دهنده(9) و هدایت گر (10) است. او خیرخواه است و هرگز قصد ظلمی ندارد(11) و هر کاری که می کند به منظور تأمین سعادت بندگان است.
همچنین او خداوند را حکیم (12) می داند که جهان را به بازیچه نیافریده است؛ (13) بلکه هدفی بر آن حکم فرماست وی تنها هدف را نیز، خود خداوند و عبادت و کسب رضایت او می داند.(14)
بنابراین می کوشد که از مظاهر شرک و کفر گریزان باشد(15) و فریب شیطان را نخورد.(16) رابطه ی عبودیت را با پروردگارش به بهترین شکل برقرار سازد؛ از دعا و توسل (17) و انجام شعائر مذهبی (18) گرفته تا قربانی کردن خویش در راه خدا (19) و خلاصه آن که، هم ایمان دارد و هم عمل صالح انجام می دهد (20) و با این کارش، سپاسگزاری خود را از نعمت هدایت الهی، اعلام دارد.(21) او سعی می کند که تمامی رفتارهایش رنگ الهی داشته باشد.(22)

رابطه ی انسان با خودش

انسان جامعه ی آرمانی می داند که کمالش، در رسیدن به خداست و اعضای بدن او و هر چه در اختیار دارد امانت الهی هستند که باید در این راه به خدمت گرفته شوند و فردای قیامت برای آنها باید پاسخگو باشد.(23) بنابراین سعی می کند نفس خویش را به سعادتی که شایسته ی آن است برساند (24) و از آلوده ساختن آن بیزار است.

3. رابطه ی انسان با جهان طبیعت

انسان در جامعه ی آرمانی می داند که خداوند، آسمان و زمین را برای انسان آفرید، (25) او را خلیفه ی خویش در جهان قرار داد (26) و آبادانی زمین را به او سپرد.(27) بنابراین به عنوان خلیفه و امانت دار خداوند متعال، با تمامی توان در اصلاح و آبادانی زمین می کوشد و از افساد در آن جلوگیری می کند.(28) او سعی می کند بر اساس معیار عدل، هر چیزی را به شکوفایی فراخور حالش برساند.
از طرف دیگر، می داند که دنیا محل گذر است و متاعش اندک (29) و مانند شکوفه، ناپایدار.(30) بنابراین شیفته ی جلوه های زودگذر زندگی دنیا نمی شود؛ (31) بلکه زندگی این دنیا را مقدمه ی حیات اخروی می داند و سعی می کند در این دنیا، از حیات طیبه (32) در تمامی لحظات زندگی اش برخوردار باشد.

4. رابطه ی انسان با انسان های دیگر

انسان در جامعه ی آرمانی، خوب می داند که شکوفایی بسیاری از استعدادها و کمالات، نیازمند زندگی جمعی است که در آن روابط بین افراد، در تمامی ابعاد و نهادهایش در چهارچوبی صحیح و محیطی امن صورت گیرد.
اعتقاد به وحدت، مستلزم وجود الفت و روابطی برادرانه (33) بین افراد جامعه است؛ بنابراین او از انفاق و ایثار دریغ نمی ورزد(34) و با تمامی وجودش در راه نیکی و تقوا کمک می کند (35) تا محیطی امن در زمینه ی روابط خانوادگی، عاطفی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی فراهم شود روابط او با دیگران، بر پایه ی اصل عدالت (36) و درستکاری (37) استوار است. او برای جلوگیری از انحراف و نابود شدن امنیت، با تمامی توان به وظیفه ی نظارت اجتماعی خود عمل می کند.(38)
تأثیر اعتقاد به توحید را در زمینه ی روابط سیاسی نیز، می توان مشاهده کرد. انسان در جامعه ی آرمانی، حاکمیت را از آن خدا می داند (39) و چون در پی هدایت و تحصیل رضایت و محبت الهی است، (40) از کسانی اطاعت می کند که طبق معیارهای توحیدی شایستگی رهبری را دارند (41) و با تمام وجودش از حکومت دفاع می کند.(42) او از کسانی که با اندیشه ی توحیدی مخالفند بیزار است(43) و چنان رفتار می کند که فتنه ای باقی نماند و دین، یکسره از آن خداوند گردد.(44)
رهبری در جامعه ی آرمانی نیز، بر اندیشه ی توحیدی استوار است؛ کسانی متصدی حکومت هستند که امین و صالحند(45) و مرتکب هیچ نوع ظلمی نمی شوند(46) و تنها هدفشان، زدودن مظاهر شرک و گسترش معارف توحیدی در جامعه است.(47)
افراد چنین جامعه ای، به اندازه ی شایستگی خود، از ولایت برخوردارند (48) و در رأس حکومت کسی قرار می گیرد که بهترین شخص از هر جهت باشد.

تلاش برای ایجاد جامعه ی آرمانی

برای این که به اندیشه ی مدینه ی فاضله، جامه ی عمل بپوشانیم، باید به این سخن الهی با جان و دل گوش دهیم:
(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صَابِرُوا وَ رَابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ‌)؛ « ای کسانی که ایمان آوردید، پایداری کنید و یکدیگر را به پایداری فرا خوانید و با یکدیگر پیوند داشته باشید و پروا گیرید خدای را، باشد که به رستگاری و فلاح دست یابید.»(49)
«همین که ایمان به حق، پایه گرفت: یا ایها الذین آمنوا، مسئولیت ها و درگیری ها پیش می آید و برای انجام آن صبر می باید؛ صبر در انجام تکالیف، صبر در درگیری ها و کارزارها، صبر، حاکمیت دادن ایمان و فرمان های خدا و رسول است: اصبروا. باید از صبر فردی، جامعه ای صابر پدید آید که پیوسته یکدیگر را به صبر، وادارند و به هم نیرو و قدرت بخشند و صابروا ایجاد و تحکیم و توسعه ی روابط همه جانبه و اجتماعی مرتبط در همه ی شئون: و رابطوا. سراسر احکام عبادی و اقتصادی و اجتماعی برای ساختن مجتمع توحیدی یکسان و تبادل روابط است؛ رابطه با خدا و خلق خود و جهان، رابطه با یکدیگر در صفوف عبادت و جهاد، رابطه با امام و رهبر چنان که در روایت آمده است. استحکام اجتماع با استحکام روابط است که در اسلام به صورت های مادی و تشریعی درآمده است. دین جز رابطه نیست و بی دینی جز گسستن از خدا و خلق و جهان نیست و همه ی این سه امر با آگاهی تقوایی، مستحکم می شود و دوام می یابد: واتقوالله تقوا که نگهبان و پیش برنده ی این روابط است. وهمه اینها محرک و بیرون برنده و رستن از تنگناها، و گذشتن از گردنه های حیات لعلکم تفلحون».(50)
نکته ی تأمل برانگیز دراین آیه، این است که «مرابطه از نظر معنا اعم از مصابره است چون مصابره عبارت است از وصل کردن نیروی مقاومت افراد جامعه در برابر شدائد و مرابطه عبارت است از همین وصل کردن نیروها، اما نه تنها نیروی مقاومت در برابر شدائد، بلکه همه ی نیروها و کارها، در جمع شئون زندگی دینی: چه در حال شدت و چه در حال رخا و خوشی؛ چون مراد از مرابطه این است که جامعه به سعادت حقیقی دنیا و آخرت خود برسد واگر مرابطه نباشد، گو این که صبر من و صبر تو به تنهایی وعلم من و علم تو به تنهایی و هر فضیلت دیگر به تنهایی سعادت آور هست ولی بعضی از سعادت، سعادت حقیقی نیست».(51)
والحمدالله رب العالمین

پی نوشت ها :

1.نک: انبیاء : 105 و نور: 55.
2. نک: اخلاص: 1.
3. نک: بقره: 156؛ آل عمران: 109 و فصلت: 21.
4. نک: انعام: 14، و 101؛ یوسف: 101؛ فاطر: 1 و یس: 22.
5. نک: بقره: 115؛ حج: 70 و 76 و فصلت: 54.
6. نک: بقره: 148؛ آل عمران: 26؛ مائده: 120 و تحریم: 8.
7. نک: مؤمنون: 88؛ یس: 83 و زخرف : 85.
8. نک: فاتحه: 1، 3.
9. نک: مائده: 114؛ هود: 6 ؛ عنکبوت: 60 و ذاریات: 58.
10. نک: یونس: 9، 25؛ ابراهیم: 12؛ حج: 54 و زمر: 18.
11. نک: آل عمران: 182؛ نساء: 40 و انفال: 51.
12. نک: بقره: 32، 260؛ آل عمران: 6؛ نساء: 17 و انعام: 18.
13. نک: آل عمران: 191؛ انبیاء: 16 و دخان: 38.
14. نک: حجر: 85؛ احقاف: 3 و ذاریات: 56.
15. نک: حجرات: 7.
16. نک: فاطر: 5.
17. نک: اعراف: 180؛ مریم: 48 و انبیاء: 90.
18. نک: مائده: 35 و حج: 32.
19. نک: بقره: 207 و توبه: 111.
20. نک: بقره: 25 و انعام: 48.
21. نک: انسان: 3.
22. نک: بقره: 138.
23. نک: اسراء: 36.
24. نک: شمس: 9.
25. نک: بقره: 29.
26. همان. 30.
27. نک: هود: 61.
28. نک: اعراف: 85، 142.
29. نک: نساء: 77 و توبه: 38.
30. نک: طه: 131.
31. نک: لقمان: 33 و فاطر: 5.
32. نک: نحل: 97.
33. نک: حجرات: 10.
34. نک: بقره: 3؛ آل عمران: 17 و 92، 134؛ حج: 35 و حشر: 9.
35. نک: مائده: 2.
36. همان: 8.
37. نک: بقره: 195 و یونس: 26.
38. نک: آل عمران: 104، 110 ؛ توبه: 71 و حج : 41.
39. نک: آل عمران: 26 و ملک: 1.
40. نک: آل عمران: 31 ونور: 54.
41. نک: نساء : 13، 80؛ انفال: 1؛ توبه: 71 و احزاب: 71.
42. نک: بقره: 218؛ نساء: 95؛ انفال: 72؛ توبه: 88 و حجرات: 15.
43. نک: مجادله: 22.
44. نک: بقره: 193 ؛ مائده: 54؛ انفال: 39؛ توبه: 73 و تحریم: 9.
45. نک: اعراف: 68؛ انبیاء: 105؛ شعراء: 178- 179؛ فصلت: 33 و تحریم: 4.
46. نک: بقره: 124.
47. نک: طه: 33- 34.
48. نک: مائده: 55- 56؛ انفال: 72؛ احزاب: 6 و انبیاء: 73.
49.آل عمران: 200، ترجمه ی محمود طالقانی، نک: پرتوی از قرآن، ج 5، ص 448).
50. پرتوی از قرآن، ج 5، ص 464.
51. ترجمه ی تفسیر المیزان، ج 4، ص 144.

منبع: مهدی زاده آری، احمد؛ (1390)، آسیب شناسی جامعه از دیدگاه قرآن، قم: آشیانه ی مهر


 

 

 

 





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 دی 1391 توسط محمد جواد نظری
Copyrights ® Shahid-Dashtpa - All Right Rserved.